گنجور

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۸

 

خوش باشد اگر باشم در طرف چمن با او
من باشم و او باشد، او باشد و من با او
بر هم زدن چشمش جان می برد از مردم
کی زنده توان بودن یک چشم زدن با او؟
با او چو پس از عمری خواهم سخنی گویم
هرگز نشود پیدا تقریب سخن با او
جانم بر جانانست، من خود تن بی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی