گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۵

 

از بهر خدا بنگر در روی چو زر جاناهر جا که روی ما را با خویش ببر جانا
چون در دل ما آیی تو دامن خود برکشتا جامه نیالایی از خون جگر جانا
ای ماه برآ آخر بر کوری مه رویانابری سیه اندرکش در روی قمر جانا
زان روز که زادی تو ای لب شکر از مادرآوه که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی