گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷

 

آب حیوان باید مر روح فزایی راماهی همه جان باید دریای خدایی را
ویرانه آب و گل چون مسکن بوم آمداین عرصه کجا شاید پرواز همایی را
صد چشم شود حیران در تابش این دولتتو گوش مکش این سو هر کور عصایی را
گر نقد درستی تو چون مست و قراضه ستیآخر تو چه پنداری این گنج عطایی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی