گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸

 

شاد آمدی ای مه رو ای شادی جان شاد آتا بود چنین بودی تا باد چنان بادا
ای صورت هر شادی اندر دل ما یادیای صورت عشق کل اندر دل ما یاد آ
بیرون پر از این طفلی ما را برهان ای جاناز منت هر دادو وز غصه هر دادا
ما چنگ زدیم از غم در یار و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی