گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۶

 

تا کی به در تو سوکوار آیم؟در کوی تو مستمند و زار آیم؟
گر کار مرا تو غم رسی روزیغم نیست، که عاقبت به کار آیم
وقتی که ز کشتگان خود پرسیاول منم آنکه در شمار آیم
چون دست برآوری به خون ریزیهم من باشم که: پایدار آیم
روزی اگرم تو یار خود خوانیدانم به یقین که: بختیار آیم
هم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی