گنجور

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۸

 

چون نام تو بر زبان برانمصد میل به یک زمان برانم
بر نام تو در میان خشکیکشتی روان روان برانم
زین دریاها که پیش دارمصد سیل ز دیدگان برانم
از نام تو کشتیی بسازموآن کشتی را چنان برانم
کز قوت آن روش به یک دمکام دل جاودان برانم
رخش فلکی به زین درآرمبس گرد همه جهان برانم
اسب از سه صف […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار