گنجور

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۳۴

 

ای بی‌تو حرام زندگانیخود بی‌تو کدام زندگانی
بی روی خوش تو زنده بودنمرگ است به نام زندگانی
پازهر تویی و زهر دنیادانه تو و دام زندگانی
گوهر تو و این جهان چو حقهباده تو و جام زندگانی
بی آب تو گلستان چو شورهبی جوش تو خام زندگانی
بی خوبی حسن باقوامتنگرفته قوام زندگانی
با جمله مراد و کام بی‌تونایافته کام زندگانی
تا […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولانا
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۸۷۳

 

من صیدم و دام، زندگانی
زندان مدام، زندگانی
باشد به مذاق پخته مغزان
اندیشِهٔ خام، زندگانی
کام از لب یار برنیامد
کردم ناکام، زندگانی
جمشید منم، اگر برآید
با ساقی و جام، زندگانی
بی شهد لب شکر فروشت
زهر است به کام، زندگانی
خاصان تو، از حیات سیرند
ارزانی عام، زندگانی
دارد اجل از حیات من ننگ
نازم به کدام زندگانی؟
صبح نفسم به صد کدورت
آورده به شام زندگانی
جز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی