گنجور

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۹۹۶

 

ای قامتِ تو قیامتِ من
قدِّ تو شکسته قامتِ من
با سروِ روانِ قامتِ تو
ساکن نشود قیامتِ من
مشنو که ز قامتِ تو دیگر
ممکن شود استقامتِ من
معنیِ بلا بلند بالاست
بالای تو و سلامتِ‌من
هر عمر که بی تو بگذرانم
هیهات زهی ندامتِ من
انصاف درین که حیف بوده‌ست
جز بر در تو اقامتِ من
هم می‌برمش به رغبت ار چه
باری‌ست گران ملامتِ من
علّامه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری