گنجور

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۶۹

 

هنگام گلست باده بایدساقی و حریف ساده باید
گر غنچه گره بر ابرو افکندپیشانی گل گشاده باید
ساقی برخیز و یار بنشانکاین شسته و آن ستاده باید
جانست پیام اهل دل راجانی که به کف نهاده باید
و آنگاه حریف ساده و مستدردست من اوفتاده باید
خسرو ز بتان کرشمه بد نیستمعشوقهٔ خود مرا ده باید


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۹۴

 

هنگام گل است و باده باید
ساقی و حریف ساده باید
گر غنچه گره بر ابرو افگند
پیشانی گل گشاده باید
ساقی برخیز و یاربنشان
کاین شسته و آن ستاده باید
جان است پیام اهل دل را
جانی که به کف نهاده باید
وانگاه حریف ساده و مست
در دست من اوفتاده باید
خسرو، ز بتان کرشمه بد نیست
معشوقه خود مراده باید


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی