گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۵

 

تا گل ز عکس عارض او چیده است آب
در چشمه از نشاط نگنجیده است آب
بر روی آب آنچه نماید حباب نیست
صد پیرهن ز عکس تو بالیده است آب
تا سرو خوش خرام تو از باغ رفته است
رخسار خود ز موج خراشیده است آب
نعلش در آتش است ز هر موج پیش بحر
آسودگی ز عمر کجا دیده است […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی