گنجور

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۱۳

 

خورشید و ماه را چه برابر کنم به تو
بنشین دمی که دیده منور کنم به تو
مشکین شمامه ایست زنخدان تو ز خط
پیش آی تا مشام معطر کنم به تو
بنگر میان خویش چه حاجت که من به موی
تشبیه ضعف این تن لاغر کنم به تو
با هیچ آفریده تو را نیست نسبتی
ترسم کزین عقیده دیگر کنم به […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی