گنجور

خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶

 

آگه نه‌ای که بر دلم از غم چه درد خاستمحنت دواسبه آمد و از سینه گرد خاست
بر سینه داغ واقعه نقش‌الحجر بماندوز دل برای نقش حجر لاجورد خاست
جان شد سیاه چون دل شمع از تف جگرپس همچو شمع از مژه خوناب زرد خاست
هم سنگ خویش گریهٔ خون راندم از فراقتا سنگ را ز گریهٔ من […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی