گنجور

جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۸۲

 

ای صیقل جبین تو داده جلای روح
در دل بود خیال تو تن را به جای روح
ای نسبت صفای بتان با وجود تو
چون نسبت کدورت تن با صفای روح
خود گو که از تو چون گسلم چون تویی مرا
محنت زدای قالب و راحت فزای روح
جان را گداختم به هوای تنت بلی
تن را کنند اهل ارادت فدای روح
روحم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی