گنجور

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۹۳۴

 

بیروی او ز دیدهٔ بینا چه فایده
رفتن به باغ بهر تماشا چه فایده
چون تشنه را ز حسرت او جان بلب رسید
کردن لب فرات تمنا چه فایده
وزرحمتی که می رسد از رخ به خاک پاش
آن شوخ را ز درد سرما چه فایده
زحمت مبین و رنج مبر ای طبیب من
این درد عاشقیست مداوا چه فایده
گفتم رسم به […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی