گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۵

 

یار آن کسی بود که به کارت نگه کندباری نگه کنی، دوسه بارت نگه کند
گاه دعا به نالهٔ زیرت چو گوش کردروز بلا به گریهٔ زارت نگه کند
روزی اگر ترا به میان در کشد غمیدستی بگیرد و ز کنارت نگه کند
بار کسی بکش، که ز پای ار بیوفتیباری به اوفتادن بارت نگه کند
چون مست شد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی