گنجور

انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸

 

ای ایزد از لطافت محضت بیافریدهواندر کنار رحمت و لطفت بپروریده
لعلت به خنده توبهٔ کروبیان شکستهجزعت به غمزه پردهٔ روحانیان دریده
بر گلبن اهل چو تو یک شاخ ناشکفتهدر بیشهٔ ازل چو تو یک مرغ ناپریده
مشاطگان عالم علوی ز رشک خطتحوران خلد را به هوس نیل برکشیده
ای سایهٔ کمال تو بر شش جهت فتادهواوازهٔ جمال تو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱۸

 

ای داده روی خوب تو از حسن داد دیدهایزد ز آفرین فراوانت آفریده
چون ذره در هوای تو خورشید آسمانیبسیار در فراز و نشیب جهان دویده
گل در میان باغ به دست نسیم صد پیاز یاد چهرهٔ تو به خود جامه بر دریده
بی‌رنگ و سرمه خم ابروی عنبرینتصد باره چهرهٔ نقاش چین بریده
بالای چو بید و رخ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی