گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۶۱

 

در رنگ یار بنگر تا رنگ زندگانیبر روی تو نشیند ای ننگ زندگانی
هر ذره‌ای دوان است تا زندگی بیابدتو ذره‌ای نداری آهنگ زندگانی
گر ز آنک زندگانی بودی مثال سنگیخوش چشمه‌ها دویدی از سنگ زندگانی
در آینه بدیدم نقش خیال فانیگفتم چیی تو گفتا من زنگ زندگانی
اندر حیات باقی یابی تو زندگان راوین باقیان کیانند دلتنگ زندگانی
آن‌ها […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲۷

 

جانم اسیر تا کی در خنگ زندگانی

کاش از عدم نکردی آهنگ زندگانی

ای مرگ پردهٔ تن از روی جان برافکن

تا دل ز دوده گردد از زنگ زندگانی

بیدوست گر سرا آری‌ای عمر من بفردا

سر بر ندارم از خشت از ننگ زندگانی

در زندگی نچیدم هرگز گلی از آنروی

یا رب مباد مرگم در رنگ زندگانی

عیش مکدر تن بر عیش […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی