گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۹۴

 

ما غربت آشیانیم ای بلبلان وطن‌ کو

هر چند پر فشانیم پرواز آن چمن کو

از شمع بزم مقصود نی شعله‌ای‌ست نی دود

باید پری به هم سود پروانه سوختن کو

ما را برون آن در پا در هوا خروشی‌ست

آنجاکه خلوت اوست امکان یاد من‌کو

چندی به قید هستی مفت است رقص و مستی

هر گه قفس شکستی اشغال پر زدن […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی