گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴۹

 

ای آن که از عزیزی در دیده جات کردنددیدی که جمله رفتند تنها رهات کردند
ای یوسف امانت آخر برادرانتبفروختندت ارزان و اندک بهات کردند
آن‌ها که این جهان را بس بی‌وفا بدیدندراه اختیار کردند ترک حیات کردند
بسیار خصم داری پنهان و می‌نبینیکاین جمله حیله کردی ویشانت مات کردند
شاهان که نابدیدند چون حال تو بدیدنداز مهر و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی