گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)» و حروف قافیهٔ «ر»

 

ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹۸

 

ای چنبر گردنده بدین گوی مدور

چون سرو سهی قد مرا کرد چو چنبر

وز موی و رخم تیرگی و نور برون تاخت

تا زنده شب تیره پس روز منور

هر وعده و هر قول که کرد این فلک و گفت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ناصرخسرو قبادیانی
 

ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۴

 

ای خوانده بسی علم و جهان گشته سراسر،

تو بر زمی و از برت این چرخ مدور

این چرخ مدور چه خطر دارد زی تو

چون بهرهٔ خود یافتی از دانش مضمر؟

تا کی تو به تن بر خوری از نعمت دنیا؟

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ناصرخسرو قبادیانی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹۲ - در زمان ولیعهدی شاهنشاه ماضی محمد شاه غا‌زی طاب‌لله ثراه گوید

 

الحمد خدا را که ولیعهد مظفر

شد ناظم ملک پدر و دین پیمبر

شد منتظم از همت او ملت احمد

شد مشتهر از نصرت او مذهب جعفر

اقلیم خراسان که در آن شیر هراسان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹۳ - د‌ر ستایش پا‌دشاه ماضی محمد شاه غازی طاب‌الله ثراه گوید

 

الحمد که از موهبت ایزد داور

زد تکیه بر اورنگ حمل خسرو خاور

الماس‌فشان شد فلک از ژالهٔ بیضا

یاقوت‌نشان چمن از لالهٔ احمر

در دامن ‌گل چنگ زده خار به خواری

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹۶ - در ستایش زهره ی زهرای آسمان شهریاری عزیزالدوله که شاهنشاه ماضی را بهین د‌ختر و خسرو غازی را گرامی خواهر فرماید

 

ای طرهٔ مشکین تو همشیرهٔ قنبر

وی خال سیه‌ فام تو نوباوهٔ عنبر

دنبالهٔ ابروی تو در چنبر گیسو

چون قبضهٔ شمشیر علی درکف قنبر

بر چهرهٔ تو طرهٔ مشکین تو گویی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹۷ - گریز این قصیدهٔ د‌ر نسخهٔ دیگر به‌ نام امیر دیوان میر‌زا نبی خان ‌دیده شد لهذا از محل تغییر تحریر شد

 

ای طرهٔ مشکین تو با مشک پسرعم

ای خال تو با مردمک دیده برادر

بی‌رابطه آن یک را عودست همی خال

بی‌واسطه این یک را عنبر شده مادر

رخسار تو در طلعت حوریست بهشتی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۱ - د‌ر تغزل و تشبیب

 

بس دلبرکانند به هر بوم و به هر بر

یارب چکند یک دل با این همه دلبر

آن‌ می‌بردش از چپ‌ و این می‌کشد از راست

مسکین‌دلکم مانده در این‌کشمکش اندر

گه می‌کشدش این به دو ابروی مقوس

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۵ - در ستایش امیر الامرا النظام میرزا نبی خان رحمه الله فرماید

 

شد کاسه‌ام از باده تهی کیسه‌ام از زر

زان رو نکند یاد من آن ترک ستمگر

پارینه مرا برگ و نوا بود فراوان

واسباب فراغت به همه حال میسر

شهد و شکر و شیشه و شمّامه و شاهد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۱ - در ستایش محمد شاه گوید

 

ماه رمضان آمد ای ترک سمنبر

برخیز و مرا سبحه و سجاده بیاور

واسباب طرب را ببر از مجلس بیرون

زان پیش گه ناگاه ثقیلی رسد از در

وان مصحف فرسوده‌که پارینه ز مجلس

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۱۳

 

آراست همه عرصه آفاق به زیور

در برج شرف آمدن شمس منور

بیرون زده گلهای رخ ساده جوانان

کایند به نظاره شهزاده کشور

بر سبزه گل لعل تو دانی چه چکیده ست؟

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۴۳ - مدحی دیگر از آن پادشاه

 

ای آذر تو بافته از غالیه چادر

اندر دل عشاق ز دست آذرت آذر

زلفین تو ریحان دل عشاق تو جنت

دیدار تو خور دیده عشاق تو خاور

نه سرو سهی چون تو و نه لاله خودرو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۱۵۲

 

عید عرب و سنت و آیین پیمبر

فرخنده کناد ایزد بر شاه مظفر

سلطان بلند اختر ابوالفتح ملکشاه

شاهی‌ که عزیز است به او دین پیمبر

فرمانش کشیدست خطی گرد جهان در

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی نیشابوری
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۱۵۳

 

مانَد به صنوبر قدِ آن تُرکِ سَمَن‌ بر

گر سوسن آزاد بود بار صنوبر

آن سوسن آزاد پر از حلقهٔ زنجیر

و آن حلقهٔ زنجیر پر از تودهٔ عنبر

گر هست رخش پاکتر از نقرهٔ صافی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی نیشابوری
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۱۷۵

 

آن شمع چه شمع است که برنامه و دفتر

دودش همه مشک است و فروغش همه‌ گوهر

وان ابر چه ابرست که بر سوسن و نسرین

بارد همه یاقوت و فشاند همه عنبر

وان باز چه بازست که باشد گه پرواز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی نیشابوری
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۱۹۴

 

در هر چمن از گردش خورشید منور

دُرّست به پیمانه و مشک است به ساغر

دری که بدو روی زمین گشت موشح

مُشکی که بدو روی هوا گشت معطر

گر زنده نگشتند به‌ گلزار و به‌ کهسار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی نیشابوری
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۵۳۶

 

ای دل همه لافی سخن حوصله بگذار

دیدی جگر عشق نداری گله بگذار

سرگشتگی ات راهبر کعبهٔ وصل است

گر مرد رهی نقش پی غافله بگذار

خواهی که ز دستت نرود دامن یوسف

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی