گنجور

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۴۳۲

 

من کشتهٔ زخمی که اجل را خجل آرد

جان بندهٔ آن تیغ که چاکی به دل آرد

زلف تو شبیخون به بتان چگل آرد

سیلی که رسد از سر کوی تو، دل آرد

بستیم ز خجلت ره قاصد که مبادا

[...]

حزین لاهیجی