گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۴۳

 

آزاده ما برگ سفر هیچ ندارد

جز دامن خالی به کمر هیچ ندارد

از سنگ بود بی ثمری دست حمایت

آسوده درختی که ثمر هیچ ندارد

از عالم پر شور مجو گوهر راحت

[...]

صائب تبریزی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۴۳۷

 

سرگرم فنا فکر دگر هیچ ندارد

شمع سحری برگ سفر هیچ ندارد

جز شورش آفاق به عالم خبری نیست

آسوده دل ما که خبر هیچ ندارد

بیهوده بود زبر فلک بال فشانی

[...]

حزین لاهیجی