گنجور

عسجدی » اشعار باقیمانده » شمارهٔ ۱۰ - تغزل

 

برخیز و برافروز هلا قبله زردشت

بنشین و برافکن شکم قاقم بر پشت

بس کس گرویدند بزردشت، کنون باز

ناکام کند روی سوی قبله زردشت

من سرد نیابم که مرا ز آتش هجران

[...]

عسجدی مروزی
 

عسجدی » اشعار باقیمانده » شمارهٔ ۱۶ - از قصیده ای

 

شادی و بقا بادت و زین بیش نگویم

کاین قافیه تنگ، مرا نیک بپیخست

عسجدی مروزی