گنجور

اشعار مشابه

 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۸۱

 

آن روز که عشق با دلم بستیزد

جان پای برهنه از میان بگریزد

دیوانه کسی که عاقلم پندارد

عاقل مردی که او ز من پرهیزد


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۲۲

 

از عشق تو دریا همه شور انگیزد

در پای تو ابرها درر میریزد

از عشق تو برقی بزمین افتادست

این دود به آسمان از آن میخیزد


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۴۰

 

چون زیر افکند در عراق آمیزد

دل عقل کند رها ز تن بگریزد

من آتشم و چو درد می برخیزم

هر آتش را که درد می‌برخیزد


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۶۲

 

عشق آن خوشتر کز او بلاها خیزد

عاشق نبود که از بلا پرهیزد

مردانه کسی بود که در شیوهٔ عشق

چون عشق به جان رسد ز جان بگریزد


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۵۸

 

همواره خوشی و دلکشی نامیزد

هشدار مکن کژ که قدح میریزد

در عالم باد خاک بر سر کردن

شک نیست که هر لحظه غباری خیزد


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

سعدی » مواعظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵

 

نادان همه جا با همه کس آمیزد

چون غرقه به هر چه دید دست آویزد

با مردم زشت نام همراه مباش

کز صحبت دیگدان سیاهی خیزد


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۳

 

بادی که ز کوی آن نگارین خیزد

از خاک جفا صورت مهر انگیزد

آبی که ز چشم من فراقش ریزد

هر ساعتم آتشی به سر بربیزد


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۸

 

معشوق ز لب آب حیات انگیزد

پس آتش تب چرا ازو نگریزد

آن را که ز لب دم مسیحا خیزد

آخر به چه زهره تب در او آویزد


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۷

 

معشوقه ز لب آب حیات انگیزد

پس آتش تب چرا ازو نگریزد

آن را که لب دم مسیحا خیزد

آخر به چه زهره تب در او آویزد


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۷

 

غم شحنهٔ عشق است و بلا انگیزد

جان خواهد شحنگی و رنگ آمیزد

خاقانی اگر سرشک خونین ریزد

گو ریز که سیم شحنه زین برخیزد


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱

 

این آب که شعلهٔ‌وش ز جا می‌خیزد

وز میل به ذیل باد می‌آویزد

ماناست به اشگ محتشم کز تف دل

می‌جوشد و از درون برون می‌ریزد


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۹

 

رای تو که صلح روز ملک انگیزد

در حادثه‌ای چو رنگ قهر آمیزد

تعجیل حقیقی از فلک بگریزد

آرام طبیعی از زمین برخیزد


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۰

 

روزی که خرد سرشک رنگین ریزد

اندیشه چگونه رنگ شعر آمیزد

نور از رخ آفتاب هم بگریزد

چون سایهٔ ایزد از جهان برخیزد


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۳

 

هر لحظه ز من ناله نو می‌خیزد

پیری ز تنم خرابه‌ای انگیزد

پوسیده شدست خانه آب و گلم

هر جه که نهم دست فرو می‌ریزد


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۷

 

... م که همیشه آب خود می‌ریزد

افتاده ز پا، وز آن نمی‌پرهیزد

بر پای کنش به دست خویش از سر لطف

ای یار، که از دست تو برمی‌خیزد


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۱۰۷

 

گر سنگ ملامت به دلم نستیزد

از هر سر مو چشمهٔ آز انگیزد

ریزد می از آن سیه که بشکست ولی

گر نشکند این شیشه می اش می ریزد


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی شیرازی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۸۲

 

پیوسته دلم ز خرّمی پرهیزد

هر جا که غمی بود در او آویزد

هر شام گهی حریف دردی باشد

هر صبحدمی بروی غم برخیزد


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۸۳

 

باز این چشمم چه فتنه می انگیزد

کز دزدی و خون هیچ نمی پرهیزد

گاهی نظر از خوش پسری می دزدد

گه خون دلی برگذری می ریزد


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۲۳۵

 

دایم ز دلم نوای ماتم خیزد

پرویزن چرخ بر سرم غم بیزد

با تنگدلی خوشم که گر خنده کنم

اجزای دلم چو غنچه از هم ریزد


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۹

 

صبر از دل ریش من همی بگریزد

با دیده من خواب همی نامیزد

وین هر دو اگر چنین بود نیست عجب

کز آتش و آب هر کسی پرهیزد


متن کامل شعر را ببینید ...

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی
 

[۱] [۲]