گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)» و حروف قافیهٔ «ود» - صفحهٔ ۱

 

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۰

 

از آمدنم نبود گردون را سود

وز رفتن من جلال و جاهش نفزود

وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود

کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام نیشابوری
 

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۸

 

دهقان قضا بسی چو ما کشت و درود

غم خوردن بیهوده نمیدارد سود

پر کن قدح می به کفم درنه زود

تا باز خورم که بودنیها همه بود


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام نیشابوری
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۳۰

 

اکنون که رخت جان جهانی بربود

در خانه نشستنت کجا دارد سود

آن روز که مه شدی نمیدانستی

کانگشت نمای عالمی خواهی بود


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۸۱

 

برقی که ز میغ آن جهان روی نمود

چون سوخته‌ای نیست کرا دارد سود

از هر دو جهان سوخته‌ای میبایست

کان برق که می‌جهد در او گیرد زود


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۹۷

 

دل دوش در این عشق حریف ما بود

شب تا به سحرگاه نخفت و ناسود

چون صبح دمید سوی تو آمد زود

با چهرهٔ زرد و دیدهٔ خون‌آلود


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۲۴

 

ز اول که مرا عشق نگارم بربود

همسایهٔ من ز نالهٔ من نغنود

اکنون کم شد ناله عشقم بفزود

آتش چو هوا گرفت کم گردد دود


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۴۳

 

شب رفت کجا رفت همانجای که بود

تا خانه رود باز یقین هر موجود

ای شب چو روی بدان مقام موعود

از من برسان که آن فلانی چون بود


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۷۸

 

کامل صفتی راه فنا می‌پیمود

چون باد گذر کرد ز دریای وجود

یک موی ز هست او بر او باقی بود

آن موی به چشم فقر زنار نمود


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۷

 

با دوست به گرمابه درم خلوت بود

وانروی گلینش گل حمام آلود

گفتا دگر این روی کسی دارد دوست؟

گفتم به گل آفتاب نتوان اندود


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

سعدی » مواعظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۴

 

آن گل که هنوز نو به دست آمده بود

نشکفته تمام باد قهرش بربود

بیچاره بسی امید در خاطر داشت

امید دراز و عمر کوتاه چه سود؟


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

سعدی » مواعظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵

 

افسوس بر آن دل که سماعش نربود

سنگست و حدیث عشق با سنگ چه سود؟

بیگانه ز عشق را حرامست سماع

زیرا که نیاید به جز از سوخته دود


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۸

 

زلف تو بنفشه ار غلامی فرمود

زین روی بنفشه حلقه درگوش نمود

در باغ بنفشه را شرف زان افزود

کو حلقه به گوش زلف تو خواهد بود


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۹

 

چون نامهٔ تو نزد من آمد شب بود

برخواندم و زو شبی دگر کردم سود

پس نور معانی تو سر بر زد زود

اندر دو شبم هزار خورشید نمود


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۰

 

ای بت علم سیه ز شب صبح ربود

برخیز و می صبوحی اندر ده زود

بردار ز خواب نرگس خون‌آلود

برخیز که خفتنت بسی خواهد بود


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۰۶

 

با من در مهر گرم چون آتش بود

بی من روزش چو دود می بود کبود

چون آتش رود سرد شد بر من زود

شد عیش من از تیزی او تلخ چو دود


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۱۲

 

دوشم چو شب از بنفشه رویی ننمود

در هجر توام دیده چو نرگس نغنود

از دیده و دست جیب پیراهن بود

چون لاله همی دریده و خون آلود


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۴۸

 

تا خط چو دود تو دل از من بربود

گر روی چو آتشت به من روی نمود

از ریختن آب دو چشمم ناسود

آری نه عجب که آب چشم آرد دود


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۴

 

گندم گونی که همچو کاهم بربود

نه مهر ز من خورد و نه خود مهر نمود

از غصهٔ ما به ارزنی باک نداشت

یک جو نظری به جانب ماش نبود


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی مراغه‌ای
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۶۷

 

اول رخ خود به ما نبایست نمود

تا آتش ما جای دگر گردد دود

اکنون که نمودی و ربودی دل ما

ناچار ترا دلبر ما باید بود


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۶۸

 

اول که مرا عشق نگارم بربود

همسایهٔ من ز نالهٔ من نغنود

واکنون کم شد ناله چو دردم بفزود

آتش چو همه گرفت کم گردد دود


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

[۱] [۲] [۳]