گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)» و حروف قافیهٔ «انه»

 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۱۶

 

بیگانه شوی ز صحبت بیگانه

بشنو سخن راست از این دیوانه

صد خانه پر از شهد کنی چون زنبور

گر زانکه جدا کنی ز اینان خانه


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۲۲

 

دانی شب چیست بشنو ای فرزانه

خلوت کن عاشقان ز هر بیگانه

خاصه امشب که با مهم همخانه

من مستم و مه عاشق و شب دیوانه


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۳۶

 

گفتم که توئی می و منم پیمانه

من مرده‌ام و تو جانی و جانانه

اکنون بگشا در وفا گفت خموش

دیوانه کسی رها کند در خانه


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۳۷

 

گفتم که ز عشقت شده‌ام دیوانه

زنجیر ترا به خواب بینم یا نه

گفتا که خمش چند از این افسانه

دیوانه و خواب خه‌خه‌ای فرزانه


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۸۴

 

در راه فرید کاتب فرزانه

بگشاد شبی در تناسل خانه

آورده به صحرای جهان مردانه

خوارزمیکی باره و دندانه


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

عطار » مختارنامه » باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن » شمارهٔ ۴

 

این بادیهٔ تو را سری پیدا نه

پختن طمعِ وصل تو جز سودا نه

جان عاشقِ تو، ولیک جان اینجا نه

تو در دلِ ما ولیک دل با ما نه


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

ابن حسام خوسفی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۶

 

ای خواجه چه گویم چو نیی فرزانه

از شمع شکیبا نبود پروانه

عیب است خروس با زن اندر خانه

تا خود چه رسد به مردم بیگانه


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن حسام خوسفی
 

ابن حسام خوسفی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۷

 

از چار بلا که دور باد از خانه

پرهیز کنند مردم فرزانه

از دیوار شکسته و گاو سترگ

از زال سلیطه و سگ دیوانه


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن حسام خوسفی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۷۶۶

 

مستش دیدم گرفته راه خانه

خلقی با او ز خویش و از بیگانه

خود را بستم برو زدم مردانه

زان گونه که با شمع کند پروانه


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۷۶۷

 

گفتا که چو تنها شوی اندر خانه

آیم ببر تو تا کنم افسانه

شد خانه تهی ز خویش و از بیگانه

هان بر سر آن حدیث هستی یا نه؟


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۸۵

 

با شمع چو گرم شد سر پروانه

با شمع بسوخت خویشتن مردانه

شد در سر شمع و شمع را شب همه شب

از سوختن خویش بدو پروا نه


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

اسیری لاهیجی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶۴

 

ای عشق تو مونس دل دیوانه

با درد و غم تو جان ما هم خانه

تا با غم عشق آشنا شد دل من

از صبر و خرد بکل شدم بیگانه


متن کامل شعر را ببینید ...

اسیری لاهیجی
 

اسیری لاهیجی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶۸

 

رندیم و حریف شاهد و پیمانه

مخمور دو چشم جادوی مستانه

از روز ازل نصیب ما عشق تو بود

زان روی شدم بعاشقی افسانه


متن کامل شعر را ببینید ...

اسیری لاهیجی
 

ابوالحسن فراهانی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۴۹

 

زین سلسله تابه حال این فرزانه

بکری ننشسته بود در کاشانه

حیرت دارم که بکر فکر تو چرا

هرگز ننهند قدم برون از خانه


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالحسن فراهانی
 

ابوالحسن فراهانی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۵۰

 

بی شمع جمالت ای به حسن افسانه

روشن نشود ز آفتابم خانه

آری ز فروغ شمع خاور همه را

روزاست ولی شب است بر پروانه


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالحسن فراهانی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة » شمارهٔ ۶۴

 

ای در طلب تو عاقلان دیوانه

در راه غم تو آشنا بیگانه

چون می نتوان با تو شدن هم خانه

در نور خودم بسوز چون پروانه


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدالدین کرمانی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات » شمارهٔ ۱۲۵

 

ای دل چه نشسته ای درین ویرانه

نزدیک آمد که پر شود پیمانه

امروز بکن چاره وگرنِه فردا

سودت نکند ندامت و افغانه


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدالدین کرمانی
 

نجم‌الدین رازی » مجموعهٔ اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۷۴

 

شمع ازلی دل منت پروانه

جان همه عالمی مرا جانانه

از شور سر زلف چو زنجیر تو خاست

دیوانگی دل من دیوانه.


متن کامل شعر را ببینید ...

نجم‌الدین رازی
 

جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۰۸

 

در عشق تو در هر دهنم افسانه

در زلف چو زنجیر توأم دیوانه

ای جان و دل آشنای کویت شده ام

چندی داری ز خویشتن بیگانه


متن کامل شعر را ببینید ...

جهان ملک خاتون