گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)» و حروف قافیهٔ «اری» - صفحهٔ ۳

 

عطار » مختارنامه » باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن » شمارهٔ ۴

 

بر دل گرهی بستم و بر جان باری

و افتاد بر آن گره، گره بسیاری

پوشیده نمانَد سرِ مویی کاری

گر باز شود این گرهم یک باری


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

عطار » مختارنامه » باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق » شمارهٔ ۲

 

چون من به خلاف تو نکردم کاری

از بنده چرا گرفتهای آزاری

هر روز جهان بر من مسکین مفروش

بازم خر ازین فروختن یکباری


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

عطار » مختارنامه » باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد » شمارهٔ ۴۵

 

چون نیست نصیبِ من به جز غمخواری

موجود برای غم شدم پنداری

چون شمع اگر تنم بسوزد صد بار

یک ذرّه ز پروانه نجویم یاری


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

عطار » مختارنامه » باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد » شمارهٔ ۷۲

 

گفتم:‌شمعا! چون همه شب در کاری

از گرمی کار و بار برگی داری

گفتا که درین سوختن و دشواری

اشکم بارست و آتشم سرباری


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

رضی‌الدین آرتیمانی » رباعیات » رباعی شماره ۹۱

 

عُمرم همه صرف شد در این خونخواری

تا در صف محشرم چه بر سر آری

یک نام مقدست اگر قهار است

در لطف هزار نام دیگر داری


متن کامل شعر را ببینید ...

رضی‌الدین آرتیمانی
 

رضی‌الدین آرتیمانی » رباعیات » رباعی شماره ۹۴

 

تا دست به سبحه میزنی زناری

تا روی به دوست مسکینی دیداری

دیریست که در طواف بیت اللهی

غیری تا در توهم اغیاری


متن کامل شعر را ببینید ...

رضی‌الدین آرتیمانی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹۹

 

اللّه یکی صفات او بسیاری

وز هر صفتی به عاشقی بازاری

یاری که به هر صفت ورا باشد یار

یاری باشد چو سید ما باری


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۰

 

گفتم مستم گفت چنین پنداری

گفتم هشیار گفت تو نه هشیاری

گفتم چه کنم گفت که می گو چه کنم

گفتم تا کی گفت که تا جان داری


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۷۳

 

مر موی تو را جه بودی بی آزاری

برخاستن از سر چو تو دلداری

من بنده اگر موی شوم در غم تو

هرگز ز سر تو نخیزم باری


متن کامل شعر را ببینید ...

مهستی گنجوی
 

خیام » ترانه‌های خیام (صادق هدایت) » ذرات گردنده [۷۳-۵۷] » رباعی ۷۰

 

* هان کوزه‌گرا بپای اگر هشیاری،

تا چند کنی بر گِل مردم خواری؟

انگشتِ فریدون و کَفِ کیخسرو،

برچرخ نهاده‌ای، چه می‌پنداری؟


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام نیشابوری
 

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۵۳ - انقراض قاجاریه

 

بدرود گفت دولت قاجاری

مرگ اندر آمد از پس بیماری

فرجام زشت خویش پدید آورد

کندی و کاهلی و سبکساری

وآمد به جای کاهلی و کندی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ازرقی هروی » رباعیات » شمارهٔ ۹۸

 

از شست ، شها ، چو ناوکی بگذاری

در تیره شب از دیده سبل برداری

بر کرۀ شبدیز چو ران بفشاری

کیمخت زمین بماه نو بنگاری


متن کامل شعر را ببینید ...

ازرقی هروی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۷۹۴

 

گر بردارم بی تو سر از بیناری

در پا آیم چو عبهر از بیماری

بیمار پرست چشم بینار توام

بیمار پرستی بتر از بیناری


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۷۹۵

 

زلف تو که دید آن بصورت ماری

گرد شکر تو مور خط بسیاری

در زیر کلاه حلقه شد تا باری

از وی نرسد بهیچ مور آزاری


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۷۹۶

 

بر رغم من ار گرفته بودی یاری

آنگه که زرم نبود گفتم: آری

امروز چه عذرست و چه گویم باری؟

زر با من و تو بادگری، خوش کاری !


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۷۹۷

 

زلفی که بدوست هر دلی را کاری

در زیر کلاه کرد پنهان ، آری

زان می ترسد که زلف هندو شکلش

برحقۀ لعل او زند یکباری


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۵۹۰

 

با آن که خبر ز حال زارم داری

سویم نگذاری قدم از پرکاری

بیمار غمت را نفسی هست هنوز

دریاب اگر میل تلافی داری


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۵۹۱

 

ای غم نتوان گرفت هر دم یاری

چون شعله مباش گرم با هر خاری

جز بر سر قدسی مرو ای اختر عشق

حیف است این گل بر سر هر دیواری


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۵۹۲

 

گر شعر نگویم نه ز شعرم عاری

دارم سخنی گوش به من گر داری

فکرم بسیار و هر یکی سبقت‌جوی

بیکار چرا نمانم از پرکاری؟


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۵۹۳

 

از عالم اگر عمل نیاید باری

عبرت گیرند خلق ازو بسیاری

در سینه بی عمل، بود گوهر علم

چون آینه گرفته در دیواری


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

[۱] [۲] [۳] [۴]