گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)» و حروف قافیهٔ «اری» - صفحهٔ ۲

 

وحشی » گزیده اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۴

 

در عهد معالجات تو بیماری

بیکار شد از شیوه خلق آزاری

نی از پی آزار به سوی تو شتافت

آمد که شکایت کند از بیکاری


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱۵

 

یک نیمه ز عمر شد به هر تیماری

تا داد فلک به آخرم دلداری

بر من فلکا تو را چه منت؟ باری

تا عمر به نستدی ندادی یاری


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲۴

 

ترسا صنمی کز پی هر غم‌خواری

بر هر در دیری زده دارد داری

ز آن زلف صلیب شکل دادی باری

یک موی کزو ببستمی زناری


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲۵

 

عمرم همه ناکام شد از بیکاری

کارم همه ناساز شد از بی‌یاری

ای یار مگر تو کار من بگذاری

وی چرخ مگر تو عمر من باز آری


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۷۱

 

عشق آتشی افروخت که از بسیاری

در دوزخم افکند همی پنداری

دل سوخته بودی به هزاران زاری

گر آب دو چشم من نکردی یاری


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۸۸

 

آمد بر من خیال زیبا یاری

گفتم به سلامتت بدیدم باری

تو نیز بدین سمج بدیدی آری

شیری شده حلقه بر دو پایش ماری


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۵

 

چون در دلت آن بود که گیری یاری

برگردی ازین دلشده بی‌آزاری

چون روز وداع بود بایستی گفت

تا سیر ترت دیده بدیدی، باری


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۵۱

 

ای ذات تو در صفات اعیان ساری

اوصاف تو در صفاتشان متواری

وصف تو چو ذات مطلقست اما نیست

در ضمن مظاهر از تقید عاری


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۵۲

 

عالم ار نه‌ای ز عبرت عاری

نهری جاری به طورهای طاری

وندر همه طورهای نهر جاری

سریست حقیقة الحقایق ساری


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۵۳

 

یا رب یا رب کریمی و غفاری

رحمان و رحیم و راحم و ستاری

خواهم که به رحمت خداوندی خویش

این بندهٔ شرمنده فرو نگذاری


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۰

 

ای چرخ که با مردم نادان یاری

هر لحظه بر اهل فضل، غم می‌باری

پیوسته ز تو، بر دل من بار غمیست

گویا که ز اهل دانشم پنداری


متن کامل شعر را ببینید ...

شیخ بهایی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۰۸

 

ای دل بنشین به عافیت کو داری

تا باز نیفکنی مرا در کاری

از تلخی عیش اگر ترا سیری نیست

من سیر شدم ز جان شیرین باری


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۰۹

 

مسعود قزل مست نه‌ای هشیاری

یک دم چه بود که مطربی بگذاری

زر بستانی ازارکی برداری

ما را گل و باقلی و ریواس آری


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱۰

 

گفتی که به هر قطعه مرا هر باری

از خواجه به تازگی برآید کاری

دوران شماست ای برادر آری

ما را به سه چار و پنج خدمت داری


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱۱

 

ای دل به غم عشق بدین دشواری

آسان آسان پرده مگر برداری

ور هست وگر نیست به کامت باری

آن دم که به کام دل یاری یاری


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۶۳

 

کردم تک و پوی بی عدد بسیاری

وز گرد رهت نیافتم آثاری

گیرم که ترا مینتوان دانستن

با بنده بگو که کیستم من باری


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۱۱۰

 

گر من زگنه توبه کنم بسیاری

تا تو ندهی توبه، نیم بر کاری

گر نیکم و گر بدم مسلمان توام

از کافرِ نفسم برهان یکباری


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

عطار » مختارنامه » باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد » شمارهٔ ۷۰

 

گر پرده ز روی کار بر میداری!

اندر پس پرده لعبت بیکاری

یا هر چه که هست در جهان آینه است!

با آینهٔ جمله تویی پنداری


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

عطار » مختارنامه » باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر » شمارهٔ ۵۸

 

هم کار ز دست رفت در بی کاری

هم عمر عزیز میرود در خواری

تا چون بود این باقی عمرم که نبود

از عمر گذشته هیچ برخورداری


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

عطار » مختارنامه » باب بیست و ششم: در صفت گریستن » شمارهٔ ۱۱

 

هر چند که پشت و روی دارم کاری

از دیدهٔ خویش تازه رویم باری

رویم که ز آب دیده دارد ادرار

هر لحظه مراتازه کند ادراری


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

[۱] [۲] [۳] [۴]