گنجور

اشعار مشابه

 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۹۹

 

سودای تو آتش دلم افزون کرد

نادیدن رویت آب چشمم خون کرد

هر در که لبت در صدف گوشم ریخت

هجران توام ز دیدگان بیرون کرد


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۲۶۴

 

امسال بهار رسم دیگر گون کرد

مستخر جیش باد صبا بین چون کرد

بر شاخ شکوفه را کشید اندر چوب

تا هر درمی که داشت زو بیرون کرد


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

حزین لاهیجی » رباعیات » شمارهٔ ۱۳۷

 

عشق تو سواد دیده را جیحون کرد

رشک تو دل از سینهٔ ما بیرون کرد

در وصل کنیم یاد ایام فراق

اندیشهٔ حرمان، دل ما را خون کرد


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۳۸

 

در آتش پدر نگاه لیلی چون کرد

مجنون زرهی دید که سر بیرون کرد

سنگی زد و کاسه سرش پر خون کرد

آش عجبی به کاسه مجنون کرد


متن کامل شعر را ببینید ...

اهلی شیرازی
 

فرخی یزدی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۲۲

 

آن خودسر مرتجع که دلها خون کرد

پامال هوای نفس خود قانون کرد!

دیدی که چسان دست طبیعت او را

از دایره با مشت و لگد بیرون کرد؟


متن کامل شعر را ببینید ...

فرخی یزدی
 

مجد همگر » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۲۷

 

سودای تو آتش دلم افزون کرد

نادیدن رویت آب چشمم خون کرد

هر در که لبت در صدف گوشم ریخت

هجران توام ز دیدگان بیرون کرد


متن کامل شعر را ببینید ...

مجد همگر