گنجور

اشعار مشابه

 

ظهیر فاریابی » رباعیات » شمارهٔ ۸۵

 

در ثورگه ست خانه طالع شاه

نشگفت اگر سیاه شد چهره ماه

این ست نشان آن که در خانه او

هر کس که زند طعنه بود روی سیاه


متن کامل شعر را ببینید ...

ظهیر فاریابی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۵۴۰

 

بر ماه کنم گر ز سر شوق، نگاه

بر کس نفتد ز سرکشی پرتو ماه

از خانه برون نیاید از ناز، اگر

چون صبح بر آفتاب گیرم سر راه


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۵۴۱

 

قدسی تا کی آه کشم از دل، آه

بر حال دلم سینه ریش است گواه

در سینه ز بس خلیده خارم، گویی

مرغی‌ست دلم به خاربن برده پناه


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۵۴۲

 

بی‌برگان را به صد هنر، بی زر و جاه

گردون نشمارد گل‌شان را به گیاه

ننمودن عیب اغنیا از مال است

کجواجی شاخ را بود برگ پناه


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۵۴۳

 

مشتاق جمال را چه بیگاه و چه گاه

پیوسته بود بر مژه، چون شمع، نگاه

بشتاب که از خیال رویت دارم

یک چشم به نظاره و یک چشم به راه


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۵۴۴

 

کرد از ره راست چون رسولت آگاه

این ره مگذار و عیش کن خاطرخواه

صحرای فراخ شرع افتاده به پیش

بر راهروان تنگ چرا سازی راه؟


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

کمال خجندی » رباعیات » شمارهٔ ۳۴

 

گفتم چه زنم در غم تو گفت که آه

گفتم چه کنم در پی تو گفت نگاه

گفتم که کجا روم ز دست غم تو

گفتا که بتون و تنجه و آب سیاه


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

کلیم » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۶

 

آنم که نجویم از غم دهر پناه

تا جور بود نمی کنم ناله و آه

اخلاص غلام کرد در هند مرا

مانند غلام روی اخلاص سیاه


متن کامل شعر را ببینید ...

کلیم
 

اسیری لاهیجی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶۵

 

ای مونس جان من بگاه و بیگاه

بی یاد تو کار دل تباهست تباه

مشتاق جمال تو چنانم که دمی

گر غایبم از خیال تو واویلاه


متن کامل شعر را ببینید ...

اسیری لاهیجی
 

ابن یمین » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۵۹۸

 

دلدار من آنحوروش امروز بگاه

آورد بگرمابه در آنروی چو ماه

نازک تن خود را که حریریست سفید

پوشید ز دیده ها بدانموی سیاه


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن یمین فریومدی
 

ابن یمین » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶۰۹

 

رویت که بر اوست مظهر لطف اله

زیباست بر او سه نقطه خال سیاه

کوبی من و توسه بوسه مشاطه حسن

از عنبر تر نهاده بر صفحه ماه


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن یمین فریومدی
 

جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۰۰

 

نا یافته شهرخی ز وصلش ناگاه

شد سیم به پیلوار خرج آن ماه

بر دست گرفت کج روی چون فرزین

تا ز اسب پیاده ماندم همچون شاه


متن کامل شعر را ببینید ...

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی
 

جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۰۴

 

از بسکه همیکنم بشب ناله و آه

بر چرخ سیاهشد ز آهم رخ ماه

این خود چه دلست که برمنش رحمت نیست

من بنده آن دلم زهی سنگ سیاه


متن کامل شعر را ببینید ...

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی
 

بابافغانی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۳

 

ای دل بهوس روزی ننهاده مخواه

با قسمت خود بساز و از غصه مکاه

صد سال نگردد بهزار آب سفید

رویی که بسیلی طمع گشت سیاه


متن کامل شعر را ببینید ...

بابافغانی شیرازی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الثانی: فی الشرعیّات و ما یتعلق بها » شمارهٔ ۷۰ - الطریقة

 

تا یوسف دل را نکنی از بن چاه

یعقوب خرد ضریر باشد در راه

خواهی که عزیز مصر باشی در راه

از عشق کمر ببند و از صدق کلاه


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدالدین کرمانی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الثانی: فی الشرعیّات و ما یتعلق بها » شمارهٔ ۱۲۹ - الصدق

 

تا یوسف دل را نکنی از بن چاه

یعقوب خرد ضریر باشد در راه

خواهی که عزیز مصر باشی در جاه

از عشق کمر ببند و از صدق کلاه


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدالدین کرمانی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب » شمارهٔ ۱۷۹

 

دانی که مرا با تو به گاه و بی گاه

جز با تو ندارم از چپ و راست نگاه

شاه تو مه است و شاهدان آب وی اند

در آب توان دید یقین سایهٔ ماه


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدالدین کرمانی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الثانی عشر: فی الوصیة و الاسف علی مافات و ذکر الفناء و البقاء و ذکر مرتبته و وصف حالته رضی الله عنه » شمارهٔ ۵۴

 

تا یوسف دل را نکنی از بن چاه

یعقوب خرد ضریر باشد در راه

خواهی که عزیز مصر باشی در جاه

از عشق کمر ببند وز صدق کلاه


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدالدین کرمانی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۵۶۵

 

عالم شب و روزیست درین حادثه گاه

وان روز و شبت موی سپیداست و سیاه

چون شب بگذشت و روز شد باز پدید

برخیز که چشم همرهانست براه


متن کامل شعر را ببینید ...

اهلی شیرازی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۵۶۹

 

ایچشمه آفتاب با روی چو ماه

خورشید پرستان همه را در تو نگاه

بس چشم سیاه از انتظار تو سفید

بس روی سفید از غم عشق تو سیاه


متن کامل شعر را ببینید ...

اهلی شیرازی
 

[۱] [۲] [۳] [۴]