گنجور

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۳

 

اندر سر ما همت کاری دگر است

معشوقهٔ خوب ما نگاری دگر است

والله که بعشق نیز قانع نشویم

ما را پس از این خزان بهاری دگر است

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳۴

 

با ما ز ازل رفته قراری دگر است

این عالم اجساد دیاری دگر است

ای زاهد شبخیز تو مغرور نماز

بیرون ز نماز روزگاری دگر است

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱۳

 

در مجلس عشاق قراری دگر است

وین بادهٔ عشق را خماری دگر است

آن علم که در مدرسه حاصل کردند

کار دگر است و عشق کاری دگر است

جلال الدین محمد مولوی
 

حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷

 

هر روز دلم به زیر باری دگر است

در دیدهٔ من ز هجر خاری دگر است

من جهد همی‌کنم قضا می‌گوید

بیرون ز کفایت تو کاری دگراست

حافظ شیرازی
 

آذر بیگدلی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۳

 

ای اهل هوس، عشق شماری دگر است

آب و گل عشق، از دیاری دگر است

هر کار که مشکل تر از آن کاری نیست

کاری دگر است، و عشق کاری دگر است!

آذر بیگدلی