گنجور

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۶

 

در عشق روی او ز حدوث و قدم مپرس

گر مرد عاشقی ز وجود و عدم مپرس

مردانه بگذر از ازل و از ابد تمام

کم گوی از ازل ز ابد نیز هم مپرس

زین چار رکن چون بگذشتی حرم ببین

[...]

عطار