گنجور

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۶۹

 

زاهد ز منع تو دل صد بینوا شکست

خون پیاله ریختی و رنگ ما شکست

آگه نیم که سنگ کجا خورده شیشه‌ام

دانم که دل شکسته ندانم کجا شکست

امشب که بود نکهت پیراهن امید

[...]

قدسی مشهدی