گنجور

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - قصیده

 

مرد همه جا سر کار بهشخص معطل خجل وخوار به
بهرهٔ مقصود چو بی رنج نیستکاهل بیکار به پیکار به
مرد که شبلی نشود گاه کارزو سگ بازار به مقدار به …
زان تن کاهل که گل نازکستخارکش سوخته صد بار به …
سرعت جاهل که سبک شد به راهاز کسل حامل اسفار به …
دل که به گل ماند […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی