گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲۷

 

دیدهٔ انتظار را دام امید کرده‌ایم

ای قدمت به چشم ما خانه سفید کرده‌ایم

دل به خیالت انجمن دیده به حیرتت چمن

سیر تأملی که دل تا مژه عید کرده‌ایم

همچو صدف قناعتست بوتهٔ امتحان فقر

مغز شد استخوان ما بسکه قدید کرده‌ایم

فیض جنون نارسا فکر برهنگی ‌کراست

خرقهٔ دوش عافیت سایهٔ بید کرده‌ایم

معنی لفظ‌ حیرتیم‌ کیست به فهم ما رسد

بوی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی