گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲۵

 

وهم بلند وپست جاه چند دلت سیه‌کند

گر گذری ز بام و در سایه بساط ته ‌کند

رفع غبار وهم و ظن آن همه‌کذب داشته‌ست

یک مژه‌ گر به هم خورد نقش جهان تبه‌کند

داد نشان میکشان‌گر ندهد سپهر دون

جام پر و تهی همان‌ کار هلال و مه‌ کند

جمع شدن به جیب خویش مغتنم نفس شمار

یک ‌گره است شش […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی