گنجور

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۷۴

 

سبزخطا و گلرخا تازه بهار کیستی
طرف کله شکسته ای طرفه نگار کیستی
مرکب ناز زیر ران کرده کمان ز ابروان
ناوک غمزه برکمان بهر شکار کیستی
من به میان موج غم دیده ز خواب شب تهی
تا تو به خواب خفته ای سر به کنار کیستی
می گذری که هیچ کس خاک نشد به راه من
بین که ز فرق تا […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۲

 

ای ز بهار تازه تر، تازه بهار کیستی؟
وه! چه نگار طرفه ای! طرفه نگار کیستی؟
هست رخ تو ماه نو، کوکبه تو شاه حسن
ماه کدام کشوری؟ شاه دیار کیستی؟
لاله و سرو این چمن منفعلند پیش تو
سرو کدام گلشنی؟ لاله عذار کیستی؟
خسته رنج فرقتم، کشته درد حیرتم
من بمیان محنتم، تو بکنار کیستی؟
چیست، هلالی، این همه محنت و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی