گنجور

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۸

 

از سر کویت ای نگار میروم و نمیروم

از بر و بوم این دیار میروم و نمیروم

زد بجگر ز غمزه نیش راند مرا ز نزد خویش

خسته جگر ز بزم یار میروم و نمیروم

جان و دلم شکار کرد دورم از این دیار کرد

بی دل و جان از این دیار میروم و نمیروم

گر قدمی نهی به پیش باز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی