گنجور

جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۱۱

 

سر چو ز جیب برزنی جلوه بامداد را
صبح دمد به روی تو حرز «و ان یکاد» را
زاده خاک این درم بر در دیگرم مران
داغ مفارقت منه بنده خانه زاد را
تا به سواد دیده کس جا نکند بغیر تو
گریه به سیل خون دهد مردم این سواد را
نامه رسد چو از منت روی رقیب سنگدل
کن به سواد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی