گنجور

خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳

 

بر سر من نامده است از تو جفاجوی تردر همه عالم توئی از همه بدخوی‌تر
گیر که من نیستم هم ز خود انصاف دهتا به جهان کس شنید از تو جفاجوی تر
هستی خورشید حسن لاجرم از وصل توهرکه به نزدیک تر از تو سیه روی تر
گفتم هستی چو گل هم خوش و هم بی‌وفالیک نگفتم که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی