گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳

 

بی تو دل و جان من زیر و زبر میشوددم به دمم درد دل بیش و بتر می‌شود
عمر به سر شد مرا در غم هجران توتا تو نگویی: مرا بی‌تو به سر می‌شود
از رخ چون شمع خود روشنییی پیش توکین شب تاریک ما دیر سحر می‌شود
چند بپوشیدم این راز دل و خلق رااز سخن عاشقان […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی