گنجور

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۷۳۹

 

ای پسر ار بگذری سوی خرابات عشق
کشف شود بر دلت سر کرامات عشق
جام می بیخودی تا نکشی باخودی
مست شوی گم شود ذات تو در ذات عشق
دیده ی خفاش را طاقت خورشید نیست
بر تو کفایت بود پرتو ذرات عشق
عقل تو جزوی بگشت لاف مزن بیش از این
حل نکندعقل تو جزو کمالات عشق
مهره مدزد از حریف بازی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری