گنجور

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۴۲۷

 

دولتِ آن کس که عمر با تو گذارد
هر که نه در بندِ تست بخت ندارد
آن که زیارت کند ترا به ارادت
حاجتِ آن نبودش که حج بگزارد
نی غلطم بر تو مدّعی به محبّت
بر نخورد گر چه تخمِ مهر بکارد
عمر بباید که باغ بان چو تو سروی
در چمنِ باغِ روزگار بکارد
عیب کنندم که دل بدو مده از […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری