گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۴۵۱

 

دور قدح را مه تمام ندارد

روشنی ماه این دوام ندارد

بر لب کوثر شکسته است سبویش

هر که به کف وقت صبح جام ندارد

با همه دلها یکی است نسبت آن زلف

[...]

صائب تبریزی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۷

 

سعی نفس جز شمار گام ندارد

قاصد ما نامه و پیام ندارد

هر سر و چندین‌ جنون هواست د‌‌ر اینجا

منزل کس احتیاج بام ندارد

این علما جمله تابع جهلایند

[...]

بیدل دهلوی
 

صامت بروجردی » کتاب النصایح و التنبیه » شمارهٔ ۱۹ - و برای او

 

هر که به کف قوت صبح و شام ندارد

راحتی از زندگی به کام ندارد

در بر اغیار و یار هیچ ندارد

مرد تهی‌دست احترام ندارد

گر بود از نسل معن و حاتم وقا آن

[...]

صامت بروجردی