گنجور

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۳۹

 

به جان نزدیکِ جانانم مسافت گرچه کوته کنی
محبت عالمی دارد که جز جان را در او ره نی
چه باشد مشرق و مغرب به پای اندرون پویان
درین ره عاشقان دانند عاقل نی و ابله نی
دلم باشخص گفت اینک تو ساکن باش من رفتم
به زاری شخص گفت ای دل نی ام راضی نی ام نه نی
تو میخواهی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری