گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲۲

 

غنا مفت هوس‌گر نام آسودن نمی‌گیرد

غبار دامن‌افشان سحر دامن نمی‌گیرد

فسردن خوشترست از منت شوراندن آتش

حنا بوسدکف دستی‌که دست من نمی‌گیرد

دلی دارم ادب‌ پروردهٔ ناموس یکتایی

که از شرم محبت خرده بر دشمن نمی‌گیرد

ز تشویش علایق رسته‌گیر آزادطبعان را

عنان آب‌، دام سعی پرویزن نمی‌گیرد

ره فهم تجرد، فطرت باریک می‌خواهد

کسی جز رشته آب از چشمهٔ سوزن نمی‌گیرد

حضور عافیت‌گر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی