گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲۷

 

به تحریک نقابش گر شود مایل سر انگشتم

ز پیچیدن جهانی رشته می‌بندد بر انگشتم

مپرسید از اثر پیمایی حسن عرقناکش

اشارت‌ گرکنم از دور می‌گردد تر انگشتم

هلاکم‌کرد دست نارساکز رشک بیکاری

سنان‌ها می‌کشد عمری‌ست بر یکدیگر انگشتم

تحیرنامهٔ مضمون زنهارم که می‌خواند

ببندد نامه بر، ای‌کاش بر بال و پر انگشتم

تو ای نامهربان گر وا نداری دستم از دامن

چه دارد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی