گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۹

 

تو آن گم کرده را مشنو که بی‌زاری پدید آیدچو پیدا شد ز غیر اوت بیزاری پدید آید
به اول فارغ فارغ نماید خویش را از توبه آخر اندک اندک زو طلب‌گاری پدید آید
شبی گر با خیال او بخوابی، آشنا گردیجهانی را از آن خواب تو بیداری پدید آید
از آن مستی به هشیاری رسی لیکن به […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی