گنجور

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۶۳۲

 

ز خود دور آن دلارا را نمی دانم نمی دانم
جدا از موج، دریا را نمی دانم نمی دانم
دمید از مشرق هر ذره ای، سر زد ز هر خاری
نهان آن نور پیدا را نمی دانم نمی دانم
لبالب از می دیدار بینم آسمانها را
حجاب باده، مینا را نمی دانم نمی دانم
به چشم جمله ذرات جهان هم سنگ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی