گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱۹

 

نوای عشق بلبل را دلی باید بلا دیدهز سوز و آه خود بسیار سرد و گرمها دیده
طریق جان‌گذاری را ز راه شوق واجستهرموز عشق بازی را ز روی مهر وادیده
دل خود را بچین زلف خوبان چگل بستهسر خود را بزیر پای ترکان سرا دیده
ز خوبان دیده داغ هجر و دیگرشان دعا گفتهز ترکان خورده تیغ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی